ترجمه تمام سینگل های راوی در همین پست قرار داده میشه
Dust (녘)
یه ذرۀ کوچیک توی این دنیا، که کلی اشک داره
توی مربعهای درهمتنیده ، گیر افتاده و زندگی میکنه
یه بچه که اسمِ آدم بالغ روشه
توی آینه، چین و چروکهای قدیمی پدرشو میبینه، حسرت رو یاد میگیره
پسری که میگه هیچوقت تو کافهای که آفتاب بهش نمیتابه،
آرزوی مسیرِ پر از پستی بلندیِ فردای من رو نداشته
هرچیزی که میخواستم رو توی این لیوان شیشهای ریختم
همراه با زمانی که داشتنشونو تمنا میکردم
چرا بهدست آوردن رویاها باعث میشه از دستشون بدیم؟
هرچقدر بیشتر فراموشش میکنم، بیشتر منو لبریز میکنن
انگاری چیزی که آرزوش رو داری زندگیت نیست، بلکه مرگِ منه!
بدنم توی این مسیرِ حرکت میکنه، اما قلبم نه
که روی کاغذ حتی ضروریتر بهنظر میادش
میرم، به امید اینکه برسم
درمقابلِ جدایی، عشق رو قرار میدم
باید دیروز رو به اشکها بسپارم؟
و با فکر تبدیل شدن به یه گلِ بیمارستانی هیجانزده میشم
یه ذرهی کوچیک توی جهان، که کلی فکر تو سرشه
مجبوره به عنوان یه انگشت شست توی مربع زندگی کنه
یه بچه که اسمِ آدم بالغ روشه
توی آینه، صبر قدیمی مادرشو میبینه و مهربونی رو یاد میگیره
غروب خورشید از امروز دوری میکنه
دختری که میگه هرگز، آرزوی مسیرِ پر از پستی بلندیِ فردای من رو نداشته
باعجله بخشهای رهاشده رو جمع میکنم
تقلا میکنم اما انگار یک لحظهس
اسمی که من رو یاد خودم میندازه
دلم میخواد اسم مامان بابامو صدا کنم
انگاری چیزی که ازش حرف میزنی زندگیِ تو نیست
بلکه مرگِ منه!
این صدا به جایی که کسی توش نیست میرسه
و شبیه به یه زخم دیده میشه
حالا ابدیت شبیه به یه خط توی متن یه آهنگ قدیمی دیده میشه
نفسی که بیرونِ در حبس شده
روی تخت بهعنوان یه آهِ عمیق انباشته میشه
یه ذرهی کوچیک توی این دنیا، که کلی اشک داره
توی مربعهای درهمتنیده گیر افتاده و زندگی میکنه
یه بچه که اسمِ آدم بالغ روشه
توی آینه، چین و چروکهای قدیمی پدرشو میبینه ، حسرت رو یاد میگیره
پسری که میگه هیچوقت توی کافهای که آفتاب بهش نمیتابه،
مسیرِ پر از پستی بلندیِ فردای من رو فراموش نکرده
« این قضیه مربع که توی متن آهنگ مطرح میشه مربوط میشه به آهنگی به اسم “رویای یک مربع” که به اشتباه فکر میشد نقدی بر زندگی توی جامعهی سفت و سخته که فضایی برای انحراف نداره و تا انزواگرای ازنظر فناوری/ دیجتال گسترش پیدا کرده،»
😌ترجمه از TaekRaa ©
» Read more